گاهی نباید با ادم های دانا در افتاد چون برخلاف ادمهای نادان زود احساسی می شوند و واکنش نشان می دهند ادمهای دانا می رند برنامه می ریزند و روزگارخودت و تمام اجدادت رو سیاه می کنند :مثال ساده اش ..داستان خواجه نصیر و خلیفه عباسی : روزی هیئتی از ایلخانیان با خواجه برای دیدن خلیفه الله (زیاد سخت نگیرید و گیر ندید این لقب رو اوردم که تا داستان شیرین تر بشه ) رفته بودند قصر خلیفه تو شهر علی بابا و چهل دزد بغداد .خلیفه چون با جماعت ایرانی مشکل داشت (اصولا هم خلفای اموی و هم عباسی با ایرانیان مشکل داشتند گرچه حتی در مواردی چون قضای حاجت با بزرگان ودانشمندان ایرانی مشاوره می کردند ولی در دید انها ایرانی ها موالی بودند ) در اومد و به خواجه رو کرد وگفت :تو ایرانی هستی خواجه گفت بله من ایرانی. خلیفه گفت از گاوها یا از خرهاشون ..خواجه گفت :من از گاوهاشون ولی امروز شاخم رو یادم رفته بیاورم .