تبليغاتX
درخت زندگی - راه حل خواجه نصیر برای اشغالگران عراق
یک هفته پیش سالروز فتح بغداد بدست هلاکوخان بود

گاهی نباید با ادم های دانا  در افتاد  چون برخلاف ادمهای نادان زود احساسی می شوند و واکنش نشان می دهند ادمهای دانا می رند برنامه می ریزند و روزگارخودت و تمام اجدادت رو سیاه می کنند :مثال ساده اش ..داستان خواجه نصیر و خلیفه عباسی : روزی هیئتی از  ایلخانیان با خواجه  برای دیدن خلیفه الله (زیاد سخت نگیرید و گیر ندید این لقب رو اوردم که  تا داستان شیرین تر بشه ) رفته بودند قصر خلیفه تو شهر علی بابا و چهل دزد  بغداد .خلیفه چون با جماعت ایرانی مشکل داشت (اصولا هم خلفای اموی و هم عباسی با ایرانیان مشکل داشتند  گرچه حتی در مواردی چون قضای حاجت با بزرگان ودانشمندان ایرانی مشاوره می کردند ولی در دید انها ایرانی ها موالی بودند ) در اومد و به خواجه رو کرد وگفت :تو ایرانی هستی خواجه گفت بله من ایرانی. خلیفه گفت از گاوها یا از خرهاشون ..خواجه گفت :من از گاوهاشون ولی امروز شاخم رو یادم رفته بیاورم . خواجه به ایران برگشت و برنامه ریزی کرد و مغولان رو اماده کرد که به بغداد حمله کنند ولی مشکل اصلی این بود مغولان خرافه پرست بودند (ایینی که مغولان قبل از اسلام داشتند بر اساس طبیعت بود )و  باورشان این بود اگر خون نماینده خدا (شما بخوانید خلیفه خدا) بر زمین بریزد عذاب نازل می شود ..خواجه گفت من راه کاری دارم

 هیچ جا جای اشغالگر نیست

.وفتی بغداد رو فتح کردید خلیفه رو توی یک قالی بپیچید و لگد مالش کنید اگر دید اسمان تیره وتار شد بی خیال شوید و گرنه خلیفه جون رو به اجدادش ملحق کنید ..و این بود که امپراطوری عباسی هم به پایان رسید گرچه اون روزی که خلیفه کشتند همین سعدی  خودمون در رسای خلیفه شعری سرود که به گوش خواجه نصیر رسید اون هم دستور داد سعدی رو گیر بیارند و کنار دجله  حسابی از خجالتش در بیاند تا باشه تو سیاست وارد نشه و به مسائل مهم تری چون نوشتن گلستان و بوستان بپردازد . راستی یه نکته دیگر خواجه دستور داد امیر بغداد را مردی  عرب و ملکه اش  زنی  کرد  انتخاب کنند .کاری برو بچ پنتاگون و امریکا  با پیروی از همین الگو برای دولت عراق انجام دادند ریسس جمهور کرد .نخست وزیر شیعه و رییس پارلمان سنی ..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 1:51  توسط   |